حضرت مهدی عج
مهدویت | جنگ نرم | نواهاي مذهبي | حجاب | شهدا | آقا خامنه اي

من را محبوب کنید
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

صاحب الميزان در سندي از ابوهريره روايتي نقل كرده‌است كه وي گفت: " پيامبر(ص) اين آيه را "و ان تتولوا يستبدل قوماً غيركم، ثم لا يكونوا امثالكم1" قرائت فرمود، عرض كردند: يا رسول‌الله! اين‌ها چه كساني هستند كه اگر ما روي‌گردان شويم جايگزين ما مي‌شوند؟ پيامبر اسلام(ص) با دست مبارك به شانه سلمان فارسي زد و سپس فرمود: «او و طرفداران او. به خدايي كه جانم در دست اوست اگر ايمان  بستگي به كهكشان‌ها داشته باشد، مرداني از فارس (ايرانيان) به آن دست مي‌يابند2»" اين نمونه‌اي از دهها روايتي است كه در مورد ايرانيان وارد شده‌است، كه ذكر تمام آنها از حوصله اين بحث خارج است و ما به آن دسته رواياتي مي‌پردازيم كه نقش اين گروه را در ظهور حضرت مهدي(ع) بررسي مي‌كند.

روايات مربوط به مقدمات ظهور به سه دسته تقسيم مي‌شوند:

الف‌ـ روايات روي كار آمدن ياران درفش‌هاي سياه كه شيعه و سني بر آن اتفاق دارند.

ب‌ـ رواياتي مربوط به حكومت يمني كه فقط در منابع شيعه وارد شده است، البته شبيه اين روايات احاديثي در برخي از منابع اهل سنت است، مبني بر ظاهر شدن يمني پس از ظهور حضرت مهدي(ع).

ج‌ـ رواياتي كه حاكي از ظاهر شدن و روي كار آمدن زمينه سازان ظهور آن بزرگوار است، بي‌آنكه آنها را مشخص نمايد... اما اين روايات به طور عموم دلالت بر ياران ايراني و يمني آن حضرت دارد، كه زمينه‌ساز حكومت وي هستند.

حكومت زمينه سازان ايراني به دو مرحله مشخص تقسيم مي‌شود: ‌مرحله اول آغاز نهضت آنان بوسيله مردي از قم، كسي‌كه حركتش سرآغاز امر ظهور حضرت مهدي(ع) است. چه اينكه روايات گوياي اين است كه "آغاز نهضت حضرت از مشرق زمين است".

مرحله دوم ظاهر شدن دو شخصيت مورد نظر در بين آنان به نام سيد خراساني و فرمانده نيروهاي آن حضرت، جوان گندمگوني كه نام وي در روايات "شعيب بن صالح" ضبط شده است.

چنانكه مي‌توان نقش ايرانيان زمينه‌ساز را با توجه به پيشامدها و حوادثي كه ذكر آنها در اخبار آمده‌است نيز، به چهار مرحله تقسيم نمود:

1ـ از آغاز نهضت آن توسط مردي از قم تا ورودشان در جنگ.

2ـ داخل شدن در جنگ طولاني تا اينكه خواسته‌هاي خويش را بر دشمن تحميل مي‌كنند.

3ـ رد كردن خواسته‌هاي نخستين خود كه اعلام كرده‌بودند و بپا شدن قيام همه‌جانبه آنان.

4ـ سپردن پرچم اسلام به دست تواناي حضرت مهدي(ع) و شركت جستن آنها در نهضت مقدس آن حضرت.

در تعدادي از روايات زمان آخرين مرحله زمينه‌سازي آنان كه متصل به ظهور حضرت مهدي(ع) است، مشخص گرديده كه شش سال خواهد بود. اين برهه، مرحله شعيب و خراساني است. از محمد بن حنفيه نقل شده است كه فرمود: "درفش‌هاي سياهي از بني عباس و پس از آن درفش‌هاي سياه ديگري از خراسان خروج مي‌كنند كه حاملان آنها كلاه سياه و لباس‌هاي سفيد بر تن دارند، پيشاپيش آنان مردي است كه او را صالح بن شعيب يا شعيب بن صالح مي‌نامند. او از قبيله بني يمنم است آنان نيروهاي سفياني را شكست داده و در بيت‌المقدس فرود مي‌آيند تا مقدمه حكومت حضرت مهدي(ع)  را فراهم آورند، تعداد سيصد تن ديگر از شام به او مي‌پيوندند، فاصله خروج او تا تقديم زمام امور به حضرت 72 ماه مي‌باشد".

آغاز حكومت مهدي(ع) از ايران:

حديثي از اميرمؤمنان(ع) نقل شده است كه فرمود: "آغاز ظهور او از مشرق است، زماني كه اين امر پيش آيد سفياني خروج مي‌كند."

گفته شده ظهور آن حضرت از مكه است، بنابراين بايد مراد از اين فرمايش اميرمؤمنان(ع) كه فرمودند"آغاز نهضت او از ناحيه مشرق است " يعني آغاز نهضت وي از مشرق يعني ايران است.

در روايتي ابوبصير از امام صادق(ع) نقل كرده كه حضرت فرمود:"اي ابوبصير امت پيامبر(ص) تا زمانيكه خاندان فلان بر مسند حكم هستند هيچگاه به گشايشي نخواهند رسيد تا آنكه فرمانروايي آنان منقرض شود. با تمام شدن آن، خداوند آن را به مردي از اهل بيت ارزاني دارد كه روش او براساس تقوا و عمل وي هدايت‌گر مردم است. در مقام قضاوت و حكَم بر مردم، اهل رشوه نيست. به خدا سوگند من، او و نام او و پدرش را مي‌دانم. آنگاه آن مرد تنومند و كوتاه اندام كه علامت خال بر صورت و دو نشانه ديگر بر پوست بدن دارد مي‌آيد. او پيشوايي عادل است كه حافظ و نگهبان آنچه كه نزد او بوديعه گذاشته شده مي‌باشد، دنيا را پراز عدل و داد مي‌نمايد آنگونه كه بدكاران آن را پر از ظلم و جور كرده‌اند"

روايت دلالت دارد كه سيد بزرگواري از ذريه اهل بيت(ع) پيش از ظهور حضرت قائم(عج) حكومت مي‌كند و مقدمات دولت آن حضرت را فراهم مي‌نمايد، مردم را متوجه تقوا و پرهيزگاري مي‌نمايد و طبق احكام اسلامي عمل مي‌كند، وي اهل سازش و رشوه ‌گيري نيست.

ـ اهل قم:

 از زمره روايات ظهور به پا خواستن مردي از قم و ياران وي ميباشد.از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: "مردي از قم، مردم را به سوي خدا دعوت مي‌كند، افرادي گرد او جمع مي‌شوند كه قلبهايشان همچون پاره‌هاي آهن ستبر است كه بادهاي تند حوادث آنان را نمي‌لغزاند از جنگ خسته نشده و نمي‌ترسند اعتماد آنان بر خداست و سرانجام كار از آن پرهيزكاران است."

از روايات منقول درباره قم بخوبي روشن است كه اين شهر نزد اهل بيت(ع) از ارزش و اهميت ويژه‌اي برخوردار است و اهالي اين شهر از ياران باوفاي حضرت مهدي(عج) خواهند بود.

عفان بصري از امام صادق(ع) روايت كرده كه ايشان فرمودند: آيا مي‌داني از چه اين شهر را قم مي‌نامند؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاه‌ترند . سپس فرمود: همانا قم نامگذاري شده براي اينكه اهل قم، اطراف قائم(ع) گرد آمده و با وي قيام مي‌نمايند و در كنار او ثابت‌قدم مانده و او را ياري ميكنند.

از صفوان بن يحيي نقل شده است كه:  " روزي خدمت امام رضا(ع) بودم. سخن از اهل قم و علاقه آنان نسبت به حضرت مهدي به ميان آمد، آن حضرت براي آنان طلب آمرزش كرد و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد، آنگاه فرمود: بهشت داراي هشت در است كه يكي از آنها مخصوص اهل قم مي‌باشد، آنان(اهل قم) بهترين پيروان ما از بين شيعيان جهان هستند. خداوند سبحان محبت و دوستي ما را در سرشت آنان قرارداده است". همچنين در رواياتي آمده است كه بلا از قم دفع شده است.

در جاي ديگري نيز نقل شده است كه « اهل قم از ما و ما از آنان هستيم، هر ستمگري كه درباره آنان اراده سوء داشته باشد مرگ او فرا مي‌رسد؛ تا زماني كه به يكديگر خيانت نكنند اما زماني كه آلوده به چنين اعمالي شدند، خداوند سبحان، ستمگران را بر آنان حاكم مي‌كند، ولي آنان (اهل قم) ياران قائم و بازگوكنندگان مظلوميت ما و رعايت‌كنندگان حقوق ما هستند. آنگاه رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا آنان را از شر هر فتنه‌اي نگهدار و از هر گزندي نجات ببخش».

اهل مشرق و پرچم‌هاي سياه:

امام باقر(ع) فرموده‌اند: «گوئيا مي‌بينم گروهي از مشرق زمين خروج مي‌نمايند و طالب حق‌اند اما آنها را اجابت نمي‌كنند، مجدداً بر خواسته‌هايشان تأكيد دارند، اما مخالفان نمي‌پذيرند. وقتي چنين وصفي را مشاهده مي‌كنند شمشيرها را به دوش كشيده در مقابل دشمن مي‌ايستند؛ اين‌جاست كه پاسخ مثبت مي‌گيرند؛ اما اين بار خودشان نمي‌پذيرند تا اينكه همگي قيام مي‌كنند و درفش‌هاي هدايت را جز به دست‌ تواناي صاحب شما (حضرت مهدي(ع)) به كسي ديگر نمي‌سپرند. كشته‌هاي آنان شهيد محسوب مي‌شوند..»

در روايتي به نقل از علماء و اهل سنت مانند سنن ترمذي، ج3، ص362 و ابن كثير در نهايه و بيهقي در دلائل آمده، درفش‌هاي سياه از خراسان خروج مي‌كند كه هيچ چيز قادر به برگرداندن آن‌ها نيست تا اينكه در ايلياء15 به اهتزار درآيند.» شبيه اين روايت در منابع شيعه مانند كتاب ملاحم و فتن ابن طاووس، ص43 و 58 روايت شده است. روايت حاكي از تحرك نظامي و پيشروي نيروها از ايران به سوي قدس است كه بيت اِيل و ايلياء نيز ناميده مي‌شود.

اهل طالقان:

در بحار از كتاب «سرور اهل ايمان» نوشته علي بن عبدالحميد به سند خود از امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود: «خداي متعال را گنج‌هايي است در طالقان كه نه طلاست و نه نقره و درفشي كه از آغاز تا كنون بازنشده و به اهتزاز درنيامده است، اين خطه داراي مرداني است كه قلب‌هاي آنها مانند پاره‌هاي آهن محكم و نستوه مي‌باشد، نسبت به ذات مقدس خداوند ترديدي در آن قلب‌ها ايجاد نمي‌شود، شديدتر از آتش‌اند. اگر بر كوه حمله‌ور شوند آن را از جاي برمي‌كنند با بدست داشتن پرچم، آهنگ هر دياري كه نمايند آن را ويران و منهدم مي‌كنند، بر اسب‌هايشان همچون عقاب سوارند. به عنوان تيمّن و تبرك زين مركب امام را بوسه مي‌زنند و با دست لمس مي‌نمايند، آن بزرگوار را پروانه‌وار در وسط گرفته و به هنگام خطر، آن وجود مقدس را با جان خود حفظ مي‌كنند. شبها را با مناجات سپري مي‌كنند و روز، سواران كارزارند. آنان زاهدان شب و شيران روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطيع‌تر از كنيزكان نسبت به مولاي خويش‌اند. درخشندگي آنها مانند چراغ‌هاي پرنور است و مثل اينكه قلب‌هايشان چراغي از ايمان است. از بيم خدا مي‌هراسند. شهادت طلبند و آرزوي كشته شدن در راه خدا را دارند. شعار آنان، خونخواهي سالار شهيدان حسين است. هنگامي‌كه به پيش مي‌تازند، رعب و وحشت از آنان به مسافت يك ماه رفتن(به سرعت) در قلب‌هاي دشمنان جايگزين مي‌شود. گروه گروه به سوي حضرت روانه مي‌شوند، به واسطه دين رادمردان، خداوند امام برحق (مهدي) را پيروز مي‌گرداند.»

ظهور جهاني و وعده ‌داده شده براي اسلام، در آياتي مانند « ليظهره علي‌الدين كلّه » در آخرالزمان، از دو ناحيه به سوي قدس تحقق مي‌يابد.

يكي بسيج عمومي و نظامي از منطقه ايران كه داراي جمعيتي انبوه و داراي ولايت و دوستي اهل بيت مي‌باشند و جنبش دوم كه از مكه مكرمه و حجاز آغاز مي‌شود و بدين سان هر دو حركت عظيم در سرزمين عراق به يكديگر پيوسته و به رهبري امام مهدي به سوي قدس پيش مي‌روند.

اينكه ما هم اكنون در زمان ظهوري كه روايات آن را توصيف كرده‌اند وارد شده‌ايم و مرحله اول آن، نهضت ايرانيان كه مقدمه ظهور آن حضرت است توسط آن مرد از قم(امام خميني(ره)) آغاز شده‌است و اين انقلاب هدف خود را كه آزادي قدس و نبرد با اسرائيل است به جهانيان اعلام نموده است و استمرار اين انقلاب الهي تنها در انتظار آن دو آزادمرد به عنوان رهبران خود مي‌باشد:‌ يعني يكي سيد خراساني و ديگري فرمانده كل نيروهاي وي كه جواني گندمگون از اهل ري بوده و نام او در روايات شعيب بن صالح است كه سيد خراساني او را به عنوان اولين فرمانده نيروهاي ايراني منصوب مي‌نمايد و سپس حضرت مهدي(ع) ايشان را بعنوان فرماندهي كل قواي خويش مفتخر مي‌فرمايد.

اين دو مرد بزرگ، بعد از برپا شدن حكومت اسلامي در ايران و وارد شدن آن در جنگي طولاني با دشمن، در اين كشور ظاهر مي‌شوند و با به دست گرفتن منصب‌هاي حكومتي، خود شخصاً رهبري و فرماندهي لشكريان خويش را به عهده داشته و در جنگ سرنوشت‌سازي در منطقه فلسطين، كه مقدمه ظهور حضرت را فراهم مي‌نمايد، درگير مي‌شوند. حال آيا اين دو بزرگوار كه ظاهر مي‌شوند لشكريان و يا ملت خود را مستقيماً و بدون مقدمه رهبري مي‌نمايند و از صفر شروع مي‌كنند؟ هرگز. بلكه چنين ظهوري كه در روايات به آن تصريح شده‌است لازمه‌اش وجود زمينه مناسب و آمادگي كامل در مردم ايران نه تنها از جنبه مذهبي و اعتقادي بلكه جو سياسي مناسب، در جهان و خاورميانه است. كه اين، خود آغازي است براي ايجاد نبرد بين ايرانيانِ طرفدار حضرت و دشمنانش. از اين روست كه در روايات آمده است زماني كه ايرانيان احساس نمايند نبردشان با دشمن به طول انجاميده به سراغ سيد خراساني رفته و او را سرپرست امور خود مي‌گردانند. گرچه وي نخست نمي‌پذيرد. اما زماني كه زمام امور به دست او قرار گرفت يار ديگرش شعيب بن صالح را به فرماندهي نيروهاي خويش برمي‌گزيند.

بدين‌ترتيب خراساني و شعيب جنگ را در مرزهاي ايران، تركيه وعراق هدايت و اداره مي‌نمايند و نيروهاي مستقر در شام خود را به پيش رانده و در همان زمان از دو جناح عراق و شام، آماده پيشروي بزرگ به سوي فلسطين و قدس عزيز مي‌شوند.

در اين گير و دار، سيد خراساني با تغييرات و دگرگوني‌هايي در دو جبهه سياسي و نظامي رو به رو مي‌گردد كه عبارتند از:

الف‌ـ جبهه عراق كه زير تسلط و نفوذ سفياني قرار گرفته و لشكريانش براي اشغال سرزمين عراق به حركت در مي‌آيند كه در بين راه و در منطقه‌اي به نام قرقيسيا با تركان(روس‌ها) درگير مي‌شوند.

ب‌ـ جبهه حجاز، كه حضرت مهدي(ع) از مكه مكرمه ظاهر مي‌شوند و با آزادسازي شهر مكه در ان مستقر مي‌گردند. درحالي‌كه حكومت حجاز درآن زمان توسط بقاياي خاندان فلان، و نيروهاي قبايل بومي اداره مي‌شود.

با ملاحظه در روايات مربوط به خراساني و شعيب به خوبي روشن است كه او در جبهه عراق موفق مي‌شود نيروهاي خود را از نزديكي محل درگيري قرقيسيا كه سفياني با تركان درگير است با اين قرار كه وي طرف درگير درآن نبرد نخواهد بود، عبور دهد.

چنانكه ملاحظه مي‌شود، نيروهاي خراساني با اينكه در نزديكي عراق مي‌باشند و در جريان حركت نيروهاي سفياني جهت اشغال سرزمين عراق نيز مي‌باشند؛ اما از وارد شدن به اين كشور خودداري مي‌كنند، از اين رو لشكريان سفياني هجده روز قبل از آنان وارد عراق شده و در آنجا دست به فساد و قتل و جنايت مي‌زنند.

اما اينكه ايرانيان نيروهاي خود را جهت آزادي مدينه منوره و يا ساير شهرهاي حجاز به ياري حضرت مهدي(ع) اعزام مي‌دارند در روايات نيامده‌است، ظاهراً نيازي به اعزام اين نيروها نيست. از اين رو اين نيروها (ايرانيان) كه وارد عراق شده به اعلان دوستي و محبت و تجديد بيعت با آن حضرت اكتفا مي‌كنند. چنانكه در روايات آمده است: «درفش‌هاي سياهي كه از خراسان خروج مي‌كنند به سوي كوفه فرود مي‌آيند و با ظاهرشدن آن حضرت براي تجديد بيعت حضور ايشان مي‌رسند.»

برخي از روايات بيان مي‌كند كه تجمع انبوه مردم ايران در جنوب كشور، در منطقه (كوه سفيد) نزديك شهر اهواز و تحت رهبري سيد خراساني است، كه امام زمان(ع) بعد از فراغت از آزادسازي كشور حجاز متوجه اين منطقه مي‌شود و با ياران خراساني خود و لشكريان خويش ملاقات مي‌نمايد و در همان جا بين اين نيروها به رهبري آن حضرت و بين نيروهاي سفياني جنگ سختي درمي‌گيرد. احتمال دارد اين درگيري كه گفته شد نبرد و رويارويي با نيروي دريايي روميان كه از سفياني حمايت مي‌كنند باشد. نبرد بين سفياني و ياران حضرت مهدي جنگي است سرنوشت‌ساز كه راهگشاي موج مردمي، براي ياراي آن حضرت است «در اين لحظات مردم آروزي ديدار آن حضرت را داشته و او را مي‌جويند.»

آن زمان، خراساني و شعيب در زمره ياران خاص آن حضرت قرار مي‌گيرند و شعيب به فرماندهي كل نيروهاي حضرت منصوب مي‌گردد. نيروهاي خراسانيان مركز ثقل و يا هسته مركزي لشكريان حضرت را تشكيل مي‌دهند كه وي براي تصفيه وضع داخلي كشور عراق و مخالفان و شورشيان و سپس در درگيري با تركان و درنهايت، در پيشروي بزرگ، جهت آزادسازي قدس، بر آنها تكيه مي‌كند.



برچسب‌ها: ایران در دوران ظهور چه نقشی دارد , نقش كشور ها در دوران ظهور
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 آبان1390 توسطمهدی(مدير وبسايت)

جهت سلامتی آقا صلوات

برای سلامتی رهبر عظیم الشان انقلاب ، حضرت امام خامنه ای مد ظله صلوات